![]() |
![]() |
|
|
براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق
قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن مرضیه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 18:22 توسط dokhtare irooni |
|
|
گفت زرتشت اگر کليد قلبي را نداري...قفلش نکن
اگر کسي را دوست داري...خردش نکن اگر دستي را گرفتي...رهايش نکن مرضیه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 18:20 توسط dokhtare irooni |
|
|
اگه كسي ديوونت بود ، بازيش نده اگه عاشقت
بود ، دوستش داشته باش اگه دوست داشت ، بهش علاقه نشون بده اگه بهت علاقه داشت ، فقط بهش لبخند بزن اينطوري هميشه يه پله ازش عقبتري ، اگه يه روزي خسته بشه و يه پله بيادعقب ، تازه ميشه مثل تو مرضیه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 18:18 توسط dokhtare irooni |
|
|
يکي از بهترين ها مي گويد: اگر کسي واقعاً يکي
را دوست داشته باشد، بيشتر از اينکه بهت بگه دوست دارم ميگه مواظب خودت باش، پس مواظب خودت باش مرضیه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 18:16 توسط dokhtare irooni |
|
|
هرگز عاشق مشو مگر آنکه بتواني همه عيب هاي
آدمي را تحمل کني مرضیه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 18:13 توسط dokhtare irooni |
|
|
دوست داشتن كساني كه دوستمان دارند كار
بزرگي نيست مهم ان است كه آنهائي را كه ما را دوست ندارند دوست بداريم مرضیه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 18:11 توسط dokhtare irooni |
|
|
زندگی
قصه ی مرد یخ فروشی است که پرسیدند فروختی؟ گفت: نخریدند تمام شد!
الین |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 10:40 توسط dokhtare irooni |
|
|
من می دانم ، که صمیمیت را
من تمامیت خود را در سفره چرمینی خواهم پیچید
الین
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم شهریور 1387ساعت 11:54 توسط dokhtare irooni |
|
|
"عشق یعنی وقتی دور هستید دلتنگ شوید
اما از درون احساس گرما کنید چون در قلبتان به هم نزدیکید." کی نودسن |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم شهریور 1387ساعت 11:25 توسط dokhtare irooni |
|
|
يه روز دل نشست با خودش فکر کرد، گفت از اين به بعد سنگ
ميشم، سنگ شد........... رفت ميوون سنگا نشست، اما........... عاشق يه سنگ ديگه شد مرضی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 21:35 توسط dokhtare irooni |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1387 شهریور 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 |
| پیوندها |
|
ballerian moblevictor |
|
RSS
|